مردمآزاري حكومت
يكي از همكارها نيشخندي زد و گفت: اگر گشت ارشاد بيفتي حال ميكني! هر روز با خانومهاي خوشگل سر و كله ميزني! ميتوني برا خودت ... با اخم به او نگاه كردم. حرفش را ناتمام گذاشت.
ناراحت بودم اما بيشتر از حرف جوان تازه همكار از اين كه مبادا به عنوان سرباز به جايي بفرستندم كه دوست ندارم، نگران و ناشاد بودم.
گفت: چرا اخم كردي؟ شوخي كردم. گفتم اگر اين اتفاق بيفتد من چارهاي نخواهم داشت الا تمرد. چون هرگز حاضر نيستم به دستور هيچ كس به حقوق مردم تعرض كنم. نگاهي به من كرد و گفت اي بابا! چي فكر كردي؟ بازداشت و اضافه خدمت نصيبت خواهد شد.
گفتم از نظر من اين كار مردم آزاري و باجخواهيست و فرقي نميكند كه قانوني باشد و توسط حكومت انجام شود. به هر حال من حاضر به اين كار نخواهم بود.
خوشبختانه شانس آوردم و در ادارهاي مشغول به گذراندن سربازي شدم كه كار اداري و نامهنگاري دارد براي رسيدگي به مشكلات مردم. بعدا بيشتر در اين باره خواهم نوشت.
مطلب را به بالاترین بفرستید

