تبليغاتX
علف هرزه‌‌ - در ناسودمندی سربازی

------- علف هرزه --------------------------------------------------



پربيننده‌ترين مطالب علف هرزه

فهرست كامل مطالب

فهرست موضوعي

لينك‌هاي ديگران

جستجو در علف هرزه
و من انگار گیاهی کوچک
و تو آن نور
که از دور
به من می‌تابی
عمر من کوتاه است
همه می‌میرند
اما علف هرزه‌ی کوچک
زودتر خواهد مرد
باغبان خیلی زود
خواهد چیدش
فردا
وقتی خورشید بیاید بالا
او نخواهد فهمید
که زمین یک نفر کم دارد

حامد صادقي صفت
hssefat[at]yahoo

صفحه‌ي اصلی
صفحه‌ي آرشيو

اخبار جهان
Google News
Yahoo News
Reuters
United Press
Herald Tribune
AFP
Spiegel
Guardian
Observer
Le Monde
Le Monde Diplomatic
Telegraph
Independent
Haaretz
CS Monitor
Times
NY Times
Washington Post
USA Today
Wall Street Journal
Financial Times
Bloomberg
Euro News
France 24
BBC
DW
CNN
Aljazeera
Fox News
Market Watch
Time
Newsweek
Businessweek
Economist
Religion News
All Headline News
الجزيره
الشرق الاوسط

اخبار ايران
ايرنا
ايسنا
خبرگزاري فارس
خبرگزاري مهر
واحد مركزي خبر
خبرگزاري اقتصادي ايران
همشهري آن‌لاين
ايران
ايران ديلي
الوفاق
كيهان
كيهان لندن
جمهوري اسلامي
جام جم
روزنا
اعتماد
كارگزاران
سرمايه
جهان صنعت
دنياي اقتصاد
شبكه‌ي خبر
پرس تي وي
دويچه‌وله فارسي
بي بي سي فارسي
وي او اي فارسي
لوموند فارسي
راديو فردا
راديو زمانه
ميدان زنان
روز
نوروز
انتخاب
خبرنامه‌ي گويا
امروز
شريف نيوز
ادوار نيوز
آفتاب نيوز
شهرزاد نيوز
ايتنا
هفتان
هزار تو
پارس آرتز
شهروند امروز
فيروزه
ماه و هور
رستاك
عصر ايران
تابناك
جهان نيوز
خزه
زيگزاگ
جن و پري
جديد آن‌لاين
مردمان
علف‌هاي هرزه‌ي تازه

ديگران
2008/2/17

علف هرزه به اين‌جا مي‌رود

در ناسودمندی سربازی



تا مدت‌ها پس از گذراندن دو سال خدمت نظام وظیفه، این پرسش رهایم نمی‌کرد که این دو سال، چه سودی در بر داشت؟ اولش فکر می‌کردم که شاید توقع‌ام از سربازی، آن قدر زیاد بوده که گمان ناسودمندی آن، به جانم افتاده؛ اما بعد، پی بردم همه‌ی کسانی که مثل من این دو سال را گذرانده‌اند؛ به هیچ وجه راضی نیستند و با قطع و یقین اذعان دارند که دو سال از بهترین سال‌های زندگی‌شان را به باد داده‌اند. برخی پا را از این قراتر گذاشته، افسوس می‌خوردند که چرا بی‌خیال سربازی نشدند؟!

سربازی را مثل خیلی چیزهای دیگر، پهلوی اول به ایران آورد؛ از راه‌آهن و دانشگاه گرفته تا دادگستری و ارتش، همه و همه یادگارهای مدرنیزاسیون رضاخانی‌ست. - کاری به خوب و بد آن گونه مدرن‌سازی ندارم؛ تنها خواستم اشاره‌ای به پیشینه‌ی سربازی کنم. - در دوران حکومت رضاشاه، ارتش چنان جایگاهی داشت که بودجه‌ی آن را شخص رضاخان با گشاده‌دستی از درآمد بادآورده‌ی نفت، تعیین می‌کرد. گذشته از دانشگاه، ارتش  مدرن‌ترین بخش جامعه‌ی آن روز ایران بود؛ پس جوانانی که به اجبار، دوره‌ی خدمت سربازی را به انجام می‌رساندند؛ آموزش‌هایی را فرا می‌گرفتند که شاید در هیچ جای دیگر، به دست نمی‌آوردند.

پس از آن پدر و به روزگار پسر، ارتش آن جایگاه را از دست نداد که بالاتر هم رفت. شاه، بهترین‌ها را برای ارتش می‌خواست. فرماندهان نظامی، در بهترین دانشگاه‌های آمریکا و اروپا دانش آموخته، دست کم به یکی، دو زبان خارجی، مسلط بودند. تجهیزات و ادوات همه که جای خود داشت.

امروزه چه؟ آیا وضع به همان منوالست؟ قطعاً نه! متاسفانه نمی‌توان انکار کرد که بخش نظامی کشور، چنان از بخش‌های دیگر جامعه، عقب افتاده که نمی‌توان برای آن، کارکرد آموزشی قایل شد. بدتر از آن، این ارتش، حتا نمی‌تواند نظم و انضباط را در میان سربازان وظیفه، نهادینه کند. از این رو، جوانی که خدمت سربازی را گذرانده، تفاوتی با دیگر جوانان ندارد؛ جز آن که به ازای دو سال از بهترین سال‌های زندگی، از بسیاری محدودیت‌های قانونی، رهایی می‌یابد. بی‌راه نگفته‌ام اگر تنها کارکرد سربازی را به دست آوردن کارت پایان خدمت و رهایی از محدودیت‌های اعمال شده دانست.

ممکن‌ست کسانی در مخالفت با این نظر، به جنگ هشت ساله و تهدیدهایی اشاره کنند که همواره متوجه کشور بوده و هست.

در پاسخ باید بگویم که بخش بزرگی از این تهدیدها، ساخته‌ی خود ماست. اندیشه‌ی نابودی اسراییل و یا هر کشور دیگری را در سر داشتن و داشتن رسالت جهانی برای رستگاری همه‌ی بشریت و انجام تکلیف دینی بدون در نظر گرفتن نتیجه‌ی آن، پیامدی جز تهدید و کشانده شدن به نظامی‌گری ندارد.

با این همه، حتا اگر ضرورت آموزش نظامی برای دفاع از کشور را بی هیچ عذر و بهانه‌ای بپذیریم، باید پرسید که مگر این آموزش‌ها، زمانی بیش از سه ماه نیاز دارد؟ خب می‌توان مدت زمان سربازی را با هدف آموزش نظامی، به سه ماه تقلیل داد و عمر و زندگی جوانان را تباه نکرد.

- یادش به خیر! انشاهای دبستان را با آن معصومیت کودکانه‌مان، با امید و آرزو و گاهی دعا برای دیگران به پایان می‌رساندیم و خودمان را از شر نتیجه‌گیری‌های کلیشه‌ای آزاد می‌کردیم؛ غافل که این هم خود، کلیشه‌ای دیگر می‌شد.

این جا هم کاری نمی‌شود کرد جز آن که آرزو کنم روزی ایران ما هم، صاحب ارتشی حرفه‌ای شود تا هم کارها به سامان آید و هم جوانان عمر تباه نکنند.  

دوست علف هرزه



لينك مطلب و درباره‌ي آن با موضوع فرهنگ و جامعه
مطلب را به بالاترین بفرستید





 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM